مصطفى بن محمد هادى خوئى

57

شرح دعاى صباح ( فارسى )

دوّم آنكه قبل از طلوع شمس قريب به يك ساعت اعلاى صبح اوّل بر طرف شود و اسفل آن عريض‌تر گردد و در سياهىاى كه در تحت آن بياض عمود سفيد مستطيل است سفيدى پيدا شود و سياهى با سفيدى مختلط شوند ، و آن را فجر ثانى و صبح صادق خوانند ، زيرا كه بر تحقّق روز دليل است و دلالتش مطابق واقع و نفس الامر است . پس در اين صورت استعارهء عمود صبح دوم را كه شباهت كلّى به زبان دارد به لسان و ترشيح آن استعاره به نطق بر ارباب فهم و اصحاب ذكا كه صاحبان زبان و بيانند و معانى و بيان فهمند ، مبيّن و روشن است و نهايت تبلّج و ظهور دارد . و از جملهء اسرار فصاحت اين كلام معجز نظام و فقرهء تاليه « و سرّح قطع اللّيل المظلم بغياهب تلجلجه » نسبت « غياهب » به « تلجلج » داده شده ، بواسطهء آنكه نطق در لغت عرب عبارت است از بيان واضح و روشن كه در دلالت كردن او به ما فى الضمير ، خفائى و ظلمتى نباشد ، و « تبلّج » هم در لغت عبارت از روشن شدن و روشنى تامّ است و مناسبت بينهما ظاهر است . و اما « تلجلج » در لغت عرب عبارت است از سخن گفتنى كه كافى بر مطلب نباشد و توضيح مقصود نكند و سر در گم باشد و شبيه باشد به اصوات حيوانات عجم « 1 » . و « غياهب » هم به معناى تاريكيهاست كه توضيح و دلالت در آن نباشد ، و مناسب آن دو تا هم بر ذوى العقول غير مخفى است . و صباح و صبح از اوّل فجر است و امتدادش نزد محقّقين لغويّين ، مانند صاحب مصباح المنير و غيره تا زوال است ، و در فارسى تعبير مىشود از صبح و صباح به بامداد ، و ترجمهء صبح و صباح ، بامداد است . و در بعضى از نسخ به زيادتى « اللّهمّ » است . و نسخه‌اى « اللّهمّ يا من دلع » است . و وقت صبح و مساء از اوقات مظانّ استجابت دعاهاست ، و اكثرى از مناجات ائمهء هدى - عليهم السّلام - و بسيارى سؤالات و

--> ( 1 ) جمع اعجم ، گنگ و الكن .